| اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است |
|
سهشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٦
خدای من باور نميکنم وبلاگ غريبم رو بعد از اين همه وقت پيدا کردم!!! برميگردم، حتماْ
یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۳
پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸۳
دلم براي دلتنگيهام تنگه ...
جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۳
افسانه نرگس
افسانه نرگس
شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۳
نمي دونم جريان چيه و چه خطايي مرتکب شدم که چندين شبه خوابهاي عجيبي مي بينم و خطرات پشت سر هم از کنار گوشم رد ميشه ! دو بار توي خواب تا مرز مردن رفتم و تجربه خروج روح از بدن رو هم نصفه نيمه داشتم! امروز نزديکهاي ظهر بود که به خاطر آوردم چه خوابي ديدم و چنان حالم اساسي گرفت که جاي دشمن خالي ! و اون تجربه واقعاْ وحشتناک که واسه برگشت به بيداري چه تلاشي ميکردم ! حتي ميدونستم که خواهرم بيداره و کجاست و چه کار ميکنه و اينکه من به کدوم سمت خوابيدم ! تجربه اصلي و ناراحت کننده اش احساس فلاکتي بود که واسه رها شدن از اون عذاب و جلوگيري از خروج روحم مي کردم ... با اون خواب عجيب ...
چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۳
خداوند مست بود
فكر كنم دارم پوست ميندازم ! حساس آسيب پذير و در عين حال رو به رشد ؛ چهار شبه كه با چشم گريون مي خوابم و علتش رو ... يعني بهانه اش رو مي دونم اما ريشه يابي علتش سخته .
دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۳
من شاکيم!
نمی دونم چرا تو بلاگ احساس تنهايی شديد می کنم ، بابا اگه اينقدرا خواننده ندارم بی خيال شم برم ديگه ؟ توی لاگ حداقل رفت و آمد افراد رو ميشه ديد اما اينجا اگه کامنت نباشه آدم احساس سرما ميکنه ! اين وبلاگهايی که بهشون لينک دادم هم از يه وبلاگ کمپلت در آوردم!!!!نوشتم ! اگه بگی جز يکی دو تا به کسی سر ميزنم! قبول دارم روابط عموميم قوی نبوده اما آيا مطالبم هم چرنده؟؟ اگه اين جوريه که بی خيال ميشم و ميرم . اما يه چيزی واقعاْْ پی بردم اينجا هم نصف جريانات مافياييه!! اما ديگه مهم نيست ، آخرين تلاشم هم ميذارم واسه عوض کردن تمپيليت و اسم وبلاگم ، اگه نشد ديگه خدافظ ! اما شايد يه روز درست حسابی بيام يه قيامی به پا کنم . اگه من الی ام که می تونم . يا قائم
یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۳
تبديل يک يکشنبه کسالت آور به يک روز قشنگ باروني !
سلام
جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۳
ديوار
ديوار ...
چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۳
اين مطلب را در زمان خاصی نوشتم ، مال حالا نيست ، قبلاْ هم پست کردم ، اما نميدونم چرا دوباره دلم واسش تنگ شد ...
من گاهي....
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
|